تبليغاتX
New Page 3
زندگی

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست .......

|+|
نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 13:2
سفر کردم

سفر کردم مثل اشک تو چشمات عاشقونه         خیال کردم که چشمات هنوزم مهربونه    

یه روز آروم نشستی رو بوم روزگارم                   ولی فردا که اومدم دیدم نیستی کنارم

خیال کردم نباشی دلم اروم نداره                        ولی دیدم حضورت رو غم هام غم می ذاره

|+|
نوشته شده توسط سجاد در جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 0:59
دليل

نور دليل تاريكي بود و سكوت، دليل خلوت. تنها عشق بي دليل بود كه تو، دليل آن شدي

|+|
نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 14:2
بین من و تو

بین من و تو دردی است به رنگ فاصله آرزویی است بنام دیدار بین من و تو عشقی است ماندگار بین من و تو راهی است دشوار عذابی است به رنگ انتظار بین من و تو نگاهی است به یادگار

|+|
نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 1:1
بازیچه

عشق بازیچه نیست نگاهی به اعماق وجود است و چه سرد و چه گرم همیشگی است و رهایی از آن نا ممکن

|+|
نوشته شده توسط سجاد در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 21:30
رفتیم

تا که رفتیم همه یار شدند
خفته ایم و همه بیدار شدند
قدر آیینه بدانیم چو هست
نه در آن وقت که اقبال شکست

|+|
نوشته شده توسط سجاد در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 2:49
تن مرد نامرد

تن مرد نامرد یکیست روزگاران بگذرد تا بدانی مرد کیست و...

|+|
نوشته شده توسط سجاد در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 15:7
هست

هست آن نیست که هر لحظه کنارت باشم هست آن است که هر لحظه به یادت باشم...

|+|
نوشته شده توسط سجاد در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 13:26
عشق
     عشق گم شده ام مي دانم همين جاست و توي
     عشق گم شده ات  بدان که در من است  و  تويي
از شعرهاي خودم
|+|
نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه سوم تیر 1386 و ساعت 14:33
تار‌و‌پود

تار‌و‌پود هستيم بر باد رفت،اما نرفت عاشقي‌ها از دلم،ديوانگي‌ها از سرم

|+|
نوشته شده توسط سجاد در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 4:57
عشق چند بخشه

وقتي معلم پرسيد عشق چند بخشه؟ زود دستمو بالا بردم و گفتم يك بخشه ، اما از وقتي تو رو شناختم فهميدم عشق سه بخشه : اُتشه ديدن تو ...شوق با تو بودن ... و اندوه بي تو بودن .

|+|
نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه دوم خرداد 1386 و ساعت 0:32
هيچ نمي خواهم
من هيچ نمي خواهم... تنها صدايت را مي خواهم تا موسيقي سکوت لحظه هايم باشد نگاهت را مي خواهم تا روشني چشمهاي خسته ام باشد
|+|
نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 1:1
شکستن

هیچ کسی نمیتونه به دلش یاد بده که نشکنه،ولی حداقل من یادش دادم که وقتی شکست لبه ی تیزش دست اونارو که شکستنش نبره

|+|
نوشته شده توسط سجاد در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:50
موج

                        من آن موجم كه آرامش ندارم...به آساني  سر سازش ندارم

                          هميشه در گريز و. در گذارم....نميمانم  به يكجا بيقرارم

 

|+|
نوشته شده توسط سجاد در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 و ساعت 1:0
عشق

عشق یعنی لایق مریم شدن ... عشق یعنی با خدا هم دم شدن

عشق یعنی جام لبریز از شراب ... عشق یعنی تشنگی یعنی سراب

عشق یعنی خواستن و له له زدن ... عشق یعنی سوختن و پر پر زدن

|+|
نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 و ساعت 2:31
وجودم

کاش می دانستم چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست

|+|
نوشته شده توسط سجاد در شنبه چهارم فروردین 1386 و ساعت 22:14
سال ۱۳۸۶

سال 1386

( سال ۱۳۸۶ بر همه مبارک )  سال خوبی داشته باشین

|+|
نوشته شده توسط سجاد در چهارشنبه یکم فروردین 1386 و ساعت 3:30

عشق اي آخرين معشوق که براي رسوايي دنبال بهونه ام با بوسه اي آروم خوابم رو دزدي توشدي تعبير دل روياي شبونه ام من تو نگاه تو دنيامو مي بينم

|+|
نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 و ساعت 15:56

بهترين مترجم كسي است كه سكوت ديگران را ترجمه كند .

|+|
نوشته شده توسط سجاد در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 و ساعت 0:28
زندگی

در جزئيات زندگي،جايي كه ساير مردم هرگز درنگ نمي‌كنند،شادماني را بيابيد

|+|
نوشته شده توسط سجاد در شنبه نوزدهم اسفند 1385 و ساعت 0:13
 

 

 

Copyright © 2004-2006 - Web master & Designer: Sajad